خوشنویسـی در اشیای فلزی
خوشنویسی یکی از ارکان اصلی تزیینات فلزکاری است، که ضمن داشتن ویژگیهای مشترک با خوشنویسی در سفالگری از قبیل فشردگی حروف برای جا گرفتن در سطح کوچک، پیچیدن کرسی خط بر گرد ظرف، استفاده از کتیبههای نواری روی بدنه، کاربرد بیشتر خط کوفی و سپس نسخ و ثلث و در مواردی نستعلیق، تفاوتهایی به سبب جنس متفاوت سفال و فلز دارد.
از جمله این تفاوتها محدودیت رنگ در مقایسه با سفالینههاست، چرا که کتیبهها بیشتر با مفتولهای طلا و نقره یا کندهکاری بر مس و برنج و مفرغ و طلا اجرا میشوند و رنگهای خطوط صرفا رنگهای این فلزات است.
خوشنویسی یکی از ارکان اصلی تزیینات فلزکاری است، که ضمن داشتن ویژگیهای مشترک با خوشنویسی در سفالگری از قبیل فشردگی حروف برای جا گرفتن در سطح کوچک، پیچیدن کرسی خط بر گرد ظرف، استفاده از کتیبههای نواری روی بدنه، کاربرد بیشتر خط کوفی و سپس نسخ و ثلث و در مواردی نستعلیق، تفاوتهایی به سبب جنس متفاوت سفال و فلز دارد.
از جمله این تفاوتها محدودیت رنگ در مقایسه با سفالینههاست، چرا که کتیبهها بیشتر با مفتولهای طلا و نقره یا کندهکاری بر مس و برنج و مفرغ و طلا اجرا میشوند و رنگهای خطوط صرفا رنگهای این فلزات است.
تنوع در فلزکاری
در فلزکاری، حروف، بهویژه حروف کشیده عمودی، متنوعتر است و اشکال گیاهی، هندسی و چهرههای انسانی نیز در انتهای الفها و لامها دیده میشود.
خوشنویسی بر اشیای فلزی بر خلاف اشیای سفالی، چوبی، چرمی و پارچهای گاه کاربردی نیز بوده است، مانند انواع سکهها، مهرها، نشانها و آلات و ادوات علمی نظیر اسطرلادوام فلز در مقایسه با زوالپذیری مواد دیگر موجب شده است نمونههای بیشتر و متنوعتری از اشیای فلزیِ دربردارنده خطوط، از قبیل خنجر، تبرزین، سینی، شمعدان، طاس، انبر، انفیهدان، بشقاب، کشکول، جام چهلکلید، منقل، جعبه، قلمدان و کلید به دست بیاید خوشنویسی بر تنپوشهای عمدتا جنگی فلزی نیز رواج داشته است و نمونههایی از خط نسخ طلاکوب بر نوعی زره به نام چهار آیینه، بازوبند و انواع سلاحها وجود دارد. محتوای این نوشتهها بیشتر نوعی تعویذ بوده است.
قدیمترین اشیای فلزی
از قدیمترین اشیای فلزی دربردارنده سطور خوشنویسی، بدون در نظر گرفتن سکهها، این نمونههاست: تنگی زرین با حکاکی نام ابومنصور بختیار، از شاهزادگان آلبویه (قرن چهارم و پنجم)؛ مشربیهای زرین با حکاکی نام کسانی از خاندان بویه سینی نقرهای مستطیلشکل دارای خط کوفی مورق متعلق به قرن چهارم در موزه ارمیتاژ
جامی زرین با حکاکی نام ابوشجاع اینجوتکین در موزه بریتانیا بشقاب نقره سفارش شده از سوی البارسلان در ۴۵۹ همراه با کتیبه و با پیچ ظریفِ انتهای حروف به دور آن و ظرفی برنجی از ۵۵۹ در هرات، موجود در موزه ارمیتاژ، کار شده با نقره و سه ردیف کتیبه بر بدنه آن؛ خط همه این اشیا از انواع خط کوفی است.
نمونههای خط ثلث بر اشیای فلزی
کاسه نقرهای از اواخر قرن ششم، اشیای مفرغی ساخت خراسان مانند گلابدان و سپر، شمعدانهای برنجی از اوایل قرن هشتم که بر روی آنها با نقره و طلا خط ثلث نقش شده است، نمونه اجرای خط در مقیاس بزرگ در فلزکاری، خطوط ثلث و کوفی سنگاب بزرگ مفرغیِ گور امیرتیمور در سمرقند است که اکنون در موزه ارمیتاژ نگاهداری میشود.
محتوای نوشتههای اشیای فلزی، جز سکهها و ادوات علمی، بیشتر دعا برای مالک اثر، آیات قرآنی، القاب سلطان، امضا و نام هنرمند سازنده ظرف یا خطاط، یا عباراتی مناسب کاربرد ظرف است.
از دوره صفوی به بعد، نوشتن اشعار فارسی، بهویژه ابیاتی از حافظ بر انواع جامها به خط نستعلیق رایج گردید، از نمونههای خوشنویسی بر فلز در این دوره، الواح زرینی است که به دستور شاه طهماسب و شاه عباس برای صندوق مرقد و ضریح امام رضا علیهالسلام در مشهد ساخته شد.
خط این کتیبهها که مشتمل بر آیاتی از قرآن و اشعاری در ستایش آن مکان است، بهثلث و نستعلیق و کار علی رضا عباسی است. نوشتههای اشیای فلزی علاوه بر تزیین، اطلاعاتی از تاریخ فنّاوری فلزکاری به دست میدهد.
کاربرد مهم خط در فلزکاری
از جمله کاربردهای مهم خوشنویسی در فلزکاری، نوشتن بر روی ابزارهای علمی بوده است، مانند انواع اسطرلاب، کرههای جغرافیایی و ساعتهای آفتابی. نوشتههای این اشیا محتوایی کاملا متفاوت با نوشتههای روی ظروف داشتهاند و مشتمل بر نامهای منطقةالبروج، مکانها، اعداد و عبارات و جملاتی مرتبط با مطالب علمی بودهاند.
نمونه این اشیا کره مسی ساخت ۶۸۴ است که در موزه لوور نگاهداری میشود و با خط کوفی اسامی مکانها بر آن نگاشته شده است، یا کرهای برنجی از سال ۱۰۷۴ ساخت محمدصالح تتاوی. همچنین، اسطرلابی ساخته شده در ۷۰۴ در اندلس.
خوشنویسی بر روی سکهها، به عنوان اسناد تاریخی، مورد توجه مورخان و از منابع نگارش تاریخ بوده است (سکه). در خوشنویسی بر سکهها، جا دادن نام و لقب حکمران، تاریخ و محل ضرب سکه و گاه جملهای دعایی در سطحی کوچک و عمدتا مدور امری محوری بوده است. این عبارات به صورت حاشیه و گاه حاشیههایی موازی بر گرداگرد، و به صورت مدور یا چهارگوش در مرکز سکه درج میشدند. در نخستین سکههای اسلامی، خط کوفی و خطوط پیش از اسلام، نظیر پهلوی، به کار رفته است.
تا دوره سلجوقی، خط روی سکهها کوفی بوده است، ولی از دوره خوارزمشاهیان، خط نسخ بر روی سکهها به کار میرفت. خوشنویسی بر انواع سکه تا دوره کنونی نیز تداوم داشته است.
فهرست منابع
آیدین آغداشلو، آسمانی و زمینی: نگاهی به خوشنویسی ایرانی از گذشته تا امروز، تهران ۱۳۸۵ش.
محمدتقی احسانی، هفت هزار سال هنر فلزکاری در ایران، تهران ۱۳۸۶ش.
ابوتراب احمدپناه، «زیباییشناسی نقوش سفال نیشابور»، هنرنامه، ش ۱۲ (پاییز ۱۳۸۰).
علی ایمانی، سیر خط کوفی در ایران، تهران ۱۳۸۶ش.
عیسی بهنام، «هنر تزئین به وسیله خط»، در خط خوش فارسی (مجموعه مقالات)، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۳ش.
یحیی ذکاء و محمدحسن سمسار، «اشعار و اشیاء»، در خط خوش فارسی (مجموعه مقالات)، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۳ش.
بزیل ویلیام رابینسون، «بررسی نقاشی ایرانی: ۱۳۱۴ـ۷۵۰ه ق/ ۱۸۹۶ـ۱۳۵۰م»، ترجمه کرامت اللّه افسر، در هنر و جامعه در جهان ایرانی، بهکوشش شهریار عدل، تهران: توس، ۱۳۷۹ش.
زهره روحفر، نگاهی بر پارچه بافی دوران اسلامی، تهران ۱۳۸۰ش.
زکی محمد حسن، فنون الاسلام، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
عباس زمانی، «خط کوفی تزئینی در آثار تاریخی اسلامی»، در خط خوش فارسی (مجموعه مقالات)، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۳ش.
عباس سرمدی، دانشنامه هنرمندان ایران و جهان اسلام: از مانی تا معاصرین کمالالملک، تهران ۱۳۸۰ش.
سفال معاصر ایران: گزیده آثار پنجمین نمایشگاه سفالگران معاصر ایران، تهران ـ اردیبهشت ۱۳۷۵، زیرنظر محمد صحفی، تهران: انجمن هنرهای تجسمی ایران، ۱۳۷۵ش.
«شعر و جام: معرفی چند اثر هنری از موزه هنرهای تزئینی»، در خط خوش فارسی (مجموعه مقالات)، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۳ش.
هلن علی اکبرزاده کردمهینی، شیشه: مجموعه مرز بازرگان، تهران ۱۳۷۳ش.
جواد علیمحمدی اردکانی، پژوهشی در زیلوی یزد، تهران ۱۳۸۶ش.
فاطمه بنت علی، «'باتیک، مالزیایی و اندونزیایی، از جنبه اسلامی آن»، در راز و رمز هنر دینی: مقالات ارائه شده در اولین کنفرانس بینالمللی هنر دینی، تنظیم و ویرایش مهدی فیروزان، تهران: سروش، ۱۳۸۰ش.
حبیب الله فضائلی، اطلس خط، اصفهان ۱۳۵۰ش.
فرزانه قائینی، موزه آبگینه و سفالینههای ایران، تهران ۱۳۸۳ش.
ارنست کونل، هنر اسلامی، ترجمه هوشنگ طاهری، تهران ۱۳۵۵ش.
محمدیوسف کیانی، پیشینه سفال و سفالگری در ایران، تهران ۱۳۸۰ش.
محمد معمارزاده، تصویر و تجسم عرفان در هنرهای اسلامی، تهران ۱۳۸۶ش.
اسدالله سورن ملکیان شیروانی، «نوشتاری درباره جامعهشناسی هنر اسلامی: نقره آلات و ملوک الطوایفی در ایران سدههای میانه»، ترجمه ژاله کهنموییپور، در هنر و جامعه در جهان ایرانی، بهکوشش شهریار عدل، تهران: توس، ۱۳۷۹ش.
پرویز ورجاوند، «سیری در هنر ایران و دیگر سرزمینهای اسلامی»، هنر و مردم، دوره جدید، ش ۱۱۴ (فروردین ۱۳۵۱).
ابوالفضل وکیلی، شناخت طرحها و نقشههای قالی ایران و جهان، تهران ۱۳۸۲ش.
در پایان:
جا دارد که از دلسوزی، همراهی و توجه اساتید معظم، متعهد، متدین و مجاهدِ خود در کسوت شاگردی، از زحمات ارزشمند استاد مسعود نجابتی و عبدالرسول یاقوتی، سید حسن موسی زاده، ناصر طاووسی و ابوالفضل خزائی تقدیر و تشکر نمایم.
شاگرد شما، ابوالفضل رنجبران
© کلیه حقوق متعلق به صاحب اثر و پرتال فرهنگی راسخون است. استفاده از مطالب و آثار فقط با ذکر منبع بلامانع است.
مقالات مرتبط
تازه های مقالات
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}